چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم ؟ خانه اش ویران باد من اگر ما نشوم تنهایم تو اگر ما نشوی خویشتنی بکوش تا دریابی . حرکت کن تا برسی عزمت را جزم کن تا پیش ببری قدم بردار تا بتوانی بدوی . سخن بگو تا بتوانی به سکوت بنشانی . سکوت کن تا بتوانی فریاد کنی نگاه کن تا بتوانی دیدگان ریا را بر بندی . دیده بر زشتی ها بربند و زیبایی را تجسم کن . تیشه را بردار تا ریشه خودبینی را ریشه کن کنی . نهراس...
----
عشق يعني:چون خورشيد،تابيدن بر شب های دوست وچون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست.....
شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! " شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق يعنی همين! " شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟
عشق همواره با اشک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شک ناپذير
----
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده با چشمان تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی درجهان رسوا شدن عشق یعنی سست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن با ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
----