تبليغاتX
لیلی و مجنون

لیلی و مجنون

خیلی سخته ...

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري... خيلي سخته که روز تولدت، همه بهت تبريک بگن، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني، بعد بفهمي دوست نداره... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت ......

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت   توسط تنهاترین تنها  | 

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه...

 

خیلی وقته که دیگه دلت واسم تنگ نمیشه

گل ابریشم من گل که دلش سنگ نمیشه

خیلی وقته که یه پیغومی ندادی واسه من

آخ چه قد قشنگه ازعشق تودیوونه شدن

تو میای تموم میشه هرچی غمه

روز دیدار تو روز عشقمه

زندگی عشق همین دقایقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

مثل تو عاشق عشقم منودیوانه ندون

بازیه روز دستایه گرمتو به دستمام برسون

با خودت عشقو بیار گذشته هامو بسوزون

میدونم باز یه روزی تموم میشه فاصلمون

تو میای تموم میشه هرچی غمه

روز دیدار تو روز عشقمه

زندگی عشق همین دقایقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

 

تو میایی، تو میایی، تو میایی

انگارازیه معبد عشق قدیمی

تو میایی

ازیه شعر عاشقونه صمیمی

تو میایی

ازتو پرواز پرستوهای عاشق

تو میایی

ازرو گلبرگای معصوم شقایق

انگارازیه معبد عشق قدیمی

تو میایی

ازیه شعر عاشقونه صمیمی

تو میایی

ازتو پرواز پرستوهای عاشق

تو میایی

ازرو گلبرگای معصوم شقایق

 .......

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت   توسط تنهاترین تنها  | 

به به اینجا چه خبره ؟

 

خوب دوستان گلم دوباره سلام

از همه شما عزيزان ممنون

اميدوارم كه توي عروسي همتون دعوت بشم

تا با آبكش برا همتون آب بيارم

خوب اينم قبولي دانشگام

 

 

 

البته بين خودمون بمونه ها به كسي نگينا باشه 

شنبه ميرم براي ثبت نام

 اگه از طرف نظام وظيفه كليد نكنن

احتمالا از ترم بهمن ماه ميرم سر كلاس

خوب ديگه بسه پر حرفي تمومش كنم و بريم براي

ادامه آپ......

 

 

پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش

من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش

شب و از قصه جدا كن چكه كن رو باور من

خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من

 

اسم تو ببخش به لبهام بي تو خاليه نفس هام

خط بكش رو باور من زيرسايه بون دستام

خواب سبز رازقي باش عاشق هميشگي باش

خسته ام از تلخي شب تو طلوع زندگي باش

 

من پر از حرف سكوتم خالي ام رو به سقوطم

بي تو و آبي عشقت تشنه ام كوير لوتم

نمي خوام آشفته باشم آرزوي خفته باشم

تو نذار آخر قصه حرفم رو نگفته باشم

 

پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش

من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش

شب و از قصه جدا كن چكه كن رو باور من

خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت   توسط تنهاترین تنها  | 

یا میرم دانشگاه یا سربازی ؟

 

سلام

خوب ظاهرا كم كم داره موعد خداحافظي مي رسه

 

اينم سند و مدركش

 

  

دوستان

اگر بارگران بوديم و رفتيم . اگر نامهربان بوديم و رفتيم

تا ۱۸/۰۹/۱۳۸۶ پیشتون هستم . به بعدش باید از همتون

 خداحافظی کنم .

مگر ....

 

 مگر اینکه جواب دانشگاهم قطعی بشه ؟

 

برام دعا كنين رفقا

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت   توسط تنهاترین تنها  |