تنهایی

در اوج تنهاییم به هیچ فکر میکنم ...
نیست میشوم و باز خودم را در گرداب
زندگی سرگردان می بینم .
در اوج تنهایی میخندم به هر آن چه
بودن میخوانند و من داشتن می نامم .
در اوج تنهایی به عشق فکر میکنم
و پاک تر از آن دروغ را می بینم .
در اوج تنهایی به حال دلم
زار میزنم و به سادگیش میخندم
در اوج تنهایی . . . . میمیرم . .

فریاد زدم پشت کدام چینه پنهانی
غوک تک مضراب مرداب تنهایی
گفت چینه ها ریخته
نیست جای پنهان شدن باقی
فریاد زدم همراه سفر می شوی یاکه می مانی.....
هر چه ایستادم نیامد صدایی
صبح روز بعد کلاغ های خبر چین خواندند:
خودکشی کرد تنهایی .خودکشی کرد تنهایی

در شبان غم تنهایی ما شاپرک هم به چراغی نپرید
قدم هیچ فرشته به ره خا نه ی ما راه نبرد
هیچکس مرگ دل زخمی ما را که ندید
هیچ شعله اجاق سرد ما گرم نکرد
چا ره ی تنهایی ما مرگ نکرد
دست من رو به دعا خشک شد اما انگار
که خدا هم به دل خسته ی ما رحم نکرد

دوستان سلام
عزیزان فعلا برای یه مقطعی
مشکلم حل شده و اومدم که آپ کنم
برا همین مطلب قبلی رو حذف کردم
**********
اميدوارم كه هميگيتون در تمامي
مراحل زندگيتون موفق و پيروز باشيد
**********
براي من دعا كنين
به خدا ميسپارمتون

