بغض...

خسته ام ....
از بغض کهنه ی عشق
سنگینه تحملش تو صدام
خوبه که به یاد تو قانع ام
میتونم بگذرم از شکوه هام
باورش سخته برام ولی من
میرم و چیزی ازت نمیخوام
اما بدون هر جا برم بعد تو
بغض عشق میمونه از تو برام
بغض من وا نمیشه تو صدا
خدایا یه دریا گریه میخوام
نفهمید اون که باید میدونست
بیشتر از جون هنوز عزیز برام
با جایی هیچی تموم نمیشه
عاشق از عاشقی سیر نمیشه
بگو تو اگه عاشق نبودی
عاشقت از تو دلگیر نمیشه
بغض عشق مونده هنوز تو صدام
هنوزم هیچی ازت نمیخوام
عاشقت بودم و از عاشقی
جز غمت هیچی نمونده برام
اما من هنوز به پات مونده ام
یه لحظه بی درد نیاسوده ام
از جدایی خیلی اگه گذشته
اما هنوز به عشقت آلوده ام
با جدایی هیچی تموم نمیشه
عاشق از عاشقی سیر نمیشه
بگو تو اگه عاشق نبودی
عاشقت از تو دلگیر نمیشه
خسته ام ....

بهم گفتی خداحافظ
تو رو دیگه هیچ وقت نمیخوامت
بهت قول میدم از امروز
دیگه هیچ وقت نمیخوامت
بهم گفتی تو این روزها
ازت من میگذرم آسون
ببین ذارت عشقم را
همه حل شد توی بارون
خداحافظ چه آسون بود
چشات امشب چه آروم بود
ولی انگار که عشق من
مثل جغد روی بوم بود
خداحافظ ... خداحافظ ...خداحافظ ...
دیگه عشق رو نمیفهمم
دیگه خون تو رگهام خشکید
بگو چشمان غمگشنت چرا از عشق من ترسید
خداحافظ عزیز دل برو دل کندن آسونه
دل خوش باور و تنها از این بازی دلش خونه
خداحافظ چه آسون بود
چشات امشب چه آروم بود
ولی انگار که عشق من
مثل جغد روی بوم بود
خداحافظ ... خداحافظ ...خداحافظ ...

