I LOVE YOU
تو برام روی یه کارت نوشتی
قسم به I سوگند به YOU دوست دارم I LOVE
گلایه .............
هيچ وقت هيچ چيز يادت نمي رفت ...
ولي نمي دانم چرا وقت رفتن يادت رفت ردّ پايت را از ميان ماسه هاي دلم پاك كني ...
باور كن گلايه اي از تو نيست ، تو خوبتر از آني كه گلايه اي از تو باشد .

امشب ......
مي بيني ... قلم به احترام من سكوت كرده
حتي رنگ و روي من و نوشته هايم پريده است ... !
دوباره گريه ام گرفت ....... !
نمي دانم كِي مي خواهم عادت كنم كم نياورم !!؟؟؟
آره ! صادقانه اعتراف ميكنم با همه ي سرسختي ، منم يه موقع هايي كم ميارم ...
دستانم سردتر از هميشه شده ؛ كلافه ام ، خسته ، بي آنكه بدانم چرا پراز بغضم امشب ...
با گونه هايي صورتي از هميشه ؛ پر از نگراني ام امشب ؛ پر از علامت سؤالم
با چشماني تب دار ؛ پر از چه كنم ها ..... ؟؟؟
خدايا ! تنهام نذار ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت   توسط تنهاترین تنها
|

